مهدیهمهدیه، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 17 روز سن داره

بهار عمرم

ماجراهای شیطونیای مهدیه خانم و آقا صندلی!!!

گل بهارم سلام امروز یه کار خوشمزه و مامان نپسند  انجام دادی! آخه من از دست تو شیطونک وسایلامو کجا قایم کنم ها؟؟؟؟ امروز (با کمک صندلی کوچولوت) تمام لاکای مامانو پیدا کرده بودی و رفته بودی تو اتاق و درو بست بودی و.... یه کم صبر کردم تا آتیشتو بسوزونی و سریع دستگیرت نکردم! بعد چند دقیقه اومدم و در زدم و وقتی شما اجازه دادی اومدم تو، دیگه خودت حس بزن چی شده بود!!!! لاکای رو علاوه بر جاهایی که دستت میرسیده به لب و لوچه ی مبارک و سر وکله تم مالیدده بودی!!! چون خودت میدونستی کار خوبی نکردی وقتی مامانی بی سروصدا همه لاکا رو جمع کرد شمام جیک نزدی و تازه رفتی بالای منبر و شروع کردی به مامان آمزش صحییح استفاده از ...
20 بهمن 1393

بدون عنوان

الان که دارم اینا رو برات مینویسم تو خوابی.یه کوچولو سرما خوردی. موقع خوابیدنت خیلی بازیگوشی میکنی و به هربهانه ای میخوای از اتاق خواب بیای بیرون و بعضی وقتا که من و بابایی خیلی خسته ایم یه کوچولو از دستت عصبانی میشیم. اما تو مقصر نیستی و اینا همه اقتضای سن توا کوچولوی من. دخترکم الان که دارم برات مینویسم تو 2 سالو 8 ماهه ای.یه دختر نازو بامزه و مهربون.یه دختر باادب و دلسوز که خیلی وقتا با ادب و مهربونیت من و بابایی رو متعجب میکنی تو عاشق بابایی وخییییییییییییییییلی دوستش داری حتی بیشتر ازمن  به قول مامان جون:از هر دستی دادی از همون دست پس میگیری!!!! راستم میگه من هنوزم دیوانه وار عاشق آقاجونت هستم. دخترم میخواستم بهت ب...
19 بهمن 1393

بدون عنوان

فرشته کوچولوی مامان سلام  قبلا هم برات یه وبلاگ درست کرده بودم و از لحظه های شاد و کودکانه  ت عکس ومتن گذاشته بودم اما بنا به دلایلی و وقفه ای که افتاد رمز و حتی آدرس دقیق وبلاگو فراموش کردم. پس تصمیم گرفتم تا یه محیط دیگه برات درست کنم و برای تو گل نازم بنویسم از حسم و کودکانه های تو. دخترکم اینو بدون که مامان و بابا همیشه دوستت دارن،هرجا که باشی و هر کسی که شده باشی. آرزوی مامان همیشه اینه که قلبت پرباشه از شادی و آرامش. ...
19 بهمن 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بهار عمرم می باشد