ماجراهای شیطونیای مهدیه خانم و آقا صندلی!!!
گل بهارم سلام امروز یه کار خوشمزه و مامان نپسند انجام دادی! آخه من از دست تو شیطونک وسایلامو کجا قایم کنم ها؟؟؟؟ امروز (با کمک صندلی کوچولوت) تمام لاکای مامانو پیدا کرده بودی و رفته بودی تو اتاق و درو بست بودی و.... یه کم صبر کردم تا آتیشتو بسوزونی و سریع دستگیرت نکردم! بعد چند دقیقه اومدم و در زدم و وقتی شما اجازه دادی اومدم تو، دیگه خودت حس بزن چی شده بود!!!! لاکای رو علاوه بر جاهایی که دستت میرسیده به لب و لوچه ی مبارک و سر وکله تم مالیدده بودی!!! چون خودت میدونستی کار خوبی نکردی وقتی مامانی بی سروصدا همه لاکا رو جمع کرد شمام جیک نزدی و تازه رفتی بالای منبر و شروع کردی به مامان آمزش صحییح استفاده از ...
نویسنده :
مامان فاطمه
2:33


